X
تبلیغات
سرزمین دانش

سرزمین دانش

اطلاعات علمی

شیوه ی مطالعه ی دروس

بارها شنيده ايم كه دانش آموز يا دانشجويي مي گويد : (( ديگرحال و حوصله خواندن اين كتاب را ندارم ))يا ((آنقدرازاين كتاب خسته شده ام كه قابل گفتن نيست))ويا ((هرچقدرميخوانم مثل اينكه كمتر ياد مي گيريم))ويا ((10 بار خواندم و تكرار كردم ولي بازهم ياد نگرفتم))به راستي مشكل چيست ؟ آيا براي يادگيري درس واقعا" بايد 10 بار كتاب را خواند ؟ آيا بايد دروس خود را پشت سرهم مروركرد؟وآيا بايددهها بار درس راتكراركردتا يادگرفت ؟ مطمئنا" اگر چنين باشد ، مطالعه كاري سخت و طاقت فرسا است . اما واقعيت چيزي ديگر است . واقعيت آن است كه اين گروه از فراگيران ، روش صحيح مطالعه را نمي دانند و متاسفانه در مدرسه و دانشگاه هم چيزي راجع به چگونه درس خواندن نمي آموزند . يادگيري و مطالعه ، رابطه اي تنگاتنگ و مستقيم با يكديگر دارند، تا جايي كه مي توان اين دو را لازم و ملزوم يكديگر دانست. براي اينكه ميزان يادگيري افزايش يابد بايد قبل از هرچيز مطالعه اي فعال و پويا داشت .

شيوه صحيح مطالعه ،چهار مزيت عمده زير را به دنبال دارد:

1- زمان مطالعه را كاهش ميدهد.

2- ميزان يادگيري را افزايش ميدهد .

3-مدت نگهداري مطالب در حافظه را طولاني تر مي كند.

4- بخاطر سپاري اطلاعات را آسانتر مي سازد.

براي داشتن مطالعه اي فعال و پويا نوشتن نكات مهم درحين خواندن ضروري است تابراي مرور مطالب،دوباره كتاب رانخوانده و در زماني كوتاه ازروي يادداشتهاي خود مطالب را مرور كرد .

يادداشت برداري ، بخشي مهم و حساس از مطالعه است كه بايد به آن توجهي خاص داشت . چون موفقيت شما را تا حدودي زياد تضمين خواهد كرد و مدت زمان لازم براي يادگيري را كاهش خواهد داد. خواندن بدون يادداشت برداري يك علت مهم فراموشي است.

شش روش مطالعه :

خواندن بدون نوشتن خط كشيدن زيرنكات مهم حاشيه نويسي خلاصه نويسي كليد برداري خلاقيت و طرح شبكه اي مغز

1-خواندن بدون نوشتن: روش نادرست مطالعه است . مطالعه فرآيندي فعال و پويا است وبراي نيل به اين هدف بايد از تمام حواس خود براي درك صحيح مطالب استفاده كرد. بايد با چشمان خود مطالب را خواند، بايد در زمان مورد نياز مطالب را بلند بلند ادا كرد و نكات مهم را يادداشت كرد تا هم با مطالب مورد مطالعه درگير شده و حضوري فعال و همه جانبه در يادگيري داشت و هم در هنگام مورد نياز ، خصوصا" قبل از امتحان ، بتوان از روي نوشته ها مرور كرد و خيلي سريع مطالب مهم را مجددا" به خاطر سپرد .

2- خط كشيدن زير نكات مهم :اين روش شايد نسبت به روش قبلي بهتر است ولي روش كاملي براي مطالعه نيست چرا كه در اين روش بعضي از افراد بجاي آنكه تمركز و توجه بروي يادگيري و درك مطالب داشته باشند ذهنشان معطوف به خط كشيدن زير نكات مهم مي گردد .حداقل روش صحيح خط كشيدن زير نكات مهم به اين صورت است كه ابتدا مطالب را بخوانند و مفهوم را كاملا" درك كنند و سپس زير نكات مهم خط بكشند نه آنكه در كتاب بدنبال نكات مهم بگردند تا زير آن را خط بكشند .

3- حاشيه نويسي :اين روش نسبت بدو روش قبلي بهتر است ولي بازهم روشي كامل براي درك عميق مطالب و خواندن كتب درسي نيست ولي مي تواند براي يادگيري مطالبي كه از اهميتي چندان برخوردار نيستند مورد استفاده قرار گيرد.

4- خلاصه نويسي : در اين روش شما مطالب را ميخوانيد و آنچه را كه درك كرده ايد بصورت خلاصه بروي دفتري يادداشت مي كنيد كه اين روش براي مطالعه مناسب است و از روشهاي قبلي بهتر مي باشد چرا كه در اين روش ابتدا مطالب را درك كرده سپس آنها را يادداشت مي كنيد اما بازهم بهترين روش براي خواندن نيست .

5- كليد برداري :كليد برداري روشي بسيار مناسب براي خواندن و نوشتن نكات مهم است . در اين روش شما بعد از درك مطالب ، بصورت كليدي نكات مهم را يادداشت مي كنيد و در واقع كلمه كليدي كوتاهترين، راحتترين ،بهترين وپرمعني ترين كلمه اي است كه با ديدن آن، مفهوم جمله تداعي شده و به خاطر آورده مي شود .

6- خلاقيت و طرح شبكه اي مغز: اين روش بهترين شيوه براي يادگيري خصوصا" فراگيري مطالب درسي است .در اين روش شما مطالب را ميخوانيد بعد از درك حقيقي آنها نكات مهم را به زبان خودتان و بصورت كليدي يادداشت مي كنيد و سپس كلمات كليدي را بروي طرح شبكه اي مغز مي نويسد ( در واقع نوشته هاي خود را به بهترين شكل ممكن سازماندهي مي كنيد و نكات اصلي و فرعي را مشخص مي كنيد)تا در دفعات بعد به جاي دوباره خواني كتاب ، فقط به طرح شبكه اي مراجعه كرده وبا ديدن كلمات كليدي نوشته شده بروي طرح شبكه اي مغز ، آنها را خيلي سريع مرور كنيد . اين روش درصد موفقيت تحصيلي شما را تا حدود بسيار زيادي افزايش ميدهد و درس خواندن را بسيار آسان مي كند. و بازده مطالعه را افزايش ميدهد.

شرايط مطالعه

((بكارگيري شرايط مطالعه يعني بهره وري بيشتر از مطالعه ))

شرايط مطالعه ، مواردي هستند كه با دانستن ، بكارگيري و يا فراهم نمودن آنها ، مي توان مطالعه اي مفيدتر با بازدهي بالاتر داشت و در واقع اين شرايط به شما مي آموزند كه قبل از شروع مطالعه چه اصولي را به كار گيريد ، در حين مطالعه چه مواردي را فراهم سازيد و چگونه به اهداف مطالعاتي خود برسيد و با دانستن آنها مي توانيد با آگاهي بيشتري درس خواندن را آغاز كنيد و مطالعه اي فعالتر داشته باشيد :

1- آغاز درست :براي موفقيت در مطالعه ،بايد درست آغازكنيد.

2- برنامه ريزي : يكي از عوامل اصلي موفقيت ، داشتن برنامه منظم است .

3- نظم و ترتيب: اساس هر سازماني به نظم آن بستگي دارد .

4-حفظ آرامش: آرامش ضمير ناخود آگاه را پويا و فعال ميكند.

5- استفاده صحيح از وقت :بنيامين فرانكلين، ((آيا زندگي را دوست داريد؟ پس وقت را تلف نكنيد زيرا زندگي از وقت تشكيل شده است .))

6- سلامتي و تندرستي: عقل سالم در بدن سالم است .

7- تغذيه مناسب: تغذيه صحيح نقش مهمي در سلامتي دارد.

8- دوري از مشروبات الكلي : مصرف مشروبات الكلي موجب ضعف حافظه مي شود .

9 – ورزش : ورزش كليد عمر طولاني است .

10-خواب كافي: خواب فراگيري و حافظه را تقويت مي كند.

11 –درك مطلب:آنچه در حافظه بلند مدت باقي مي ماند ، يعني مطالب است .

چند توصيه مهم كه بايدفراگيران علم از آن مطلع باشند.

1- حداكثر زماني كه افراد مي توانند فكر خود را بروي موضوعي متمركز كنند بيش از 30 دقيقه نيست ، يعني بايد سعي شود حدود 30 دقيقه بروي يك مطلب تمركز نمود و يا مطالعه داشت و حدود 10 الي 15 دقيقه استراحت نمود سپس مجددا" با همين روال شروع به مطالعه كرد.

2- پيش از مطالعه از صرف غذاهاي چرب و سنگين خودداري كنيد. و چند ساعت پس از صرف غذا مطالعه نمائيد چون پس از صرف غذاي سنگين بيشتر جريان خون متوجه دستگاه گوارش ميشود تا به هضم و جذب غذا كمك كند و لذا خونرساني به مغز كاهش مي يابد و از قدرت تفكر و تمركز كاسته ميشود . از مصرف الكل و دارو هم خودداري فرمائيد همچنين غذاهاي آردي مثل نان و قندي قدرت ادراك و تمركز را كم مي كند نوشابه هاي گازدارهم همينطور هستند.

3- ذهن آدمي با هوش است اگر يادداشت برداريد خود را راحت از حفظ و بياد سپاري مطالب مي كند و نيز همزمان نمي توانيد هم مطلبي را بنويسيد و هم گوش دهيد . پس در حين مطالعه لطفا" يادداشت برداري نمائيد

+ نوشته شده در  سه شنبه 1389/02/28ساعت 17:31  توسط ایمان طاهری  | 

پروفسور هشترودی

پروفسور هشترودی پس از اتمام دوره دبستان در دبستان های اقدسیه و سیروس تهران، دوره دبیرستان دارالفنون را در سال ۱۳۰۴ تمام كرد. در سال ۱۳۰۷، در اولین گروه دانشجویان اعزامی به اروپا، برای تحصیل در رشته مهندسی، از طرف وزارت فوائد عامه عازم اروپا شد. در سال ۱۳۰۸، به وطن بازگشت و وارد دارالمعلمین مركزی شد. دارالمعلمین مركزی را بعدها دانشسرای عالی و سپس دانشگاه تربیت معلم نامیدند. در سال ۱۳۱۱، شاگرد اول دانشسرا و جزء دومین دوره فارغ التحصیلان و گروه پنجم اعزامی به فرانسه شد. در سال ۱۳۱۲، دو سال زودتر از موعد مقرر موفق به كسب امتیاز اول در امتحانات آنالیز عالی در پاریس و اخذ لیسانس دوم در رشته ریاضی از دانشگاه سوربن شد. در سال ۱۳۱۵ به همراه دكتر محمد علی مجتهدی دكترای دولتی یا «راتا» را دریافت كرد. رساله دكترای دكتر هشترودی توسط ریاضیدان نامدار «الی كارتان»، راهنمایی و تصویب شد. در سال ۱۳۱۶، تدریس ریاضیات هندسه، حساب، آنالیز را در دانشكده ادبیات، علوم و دانشسرای عالی آغاز كرد كه آنها سال ها در یك جا جمع بود. در سال ۱۳۲۰، در دانشسرای عالی به پایه استادی رسید. در سال ۱۳۲۱، كرسی مكانیك تحلیلی گروه آموزشی ریاضی دانشگاه تهران به وی اعطا شد. در همان سال، به مقام ریاست فرهنگ تهران اداره تعلیمات متوسطه و نیز دریافت امتیاز مجله هفتگی «نامه كانون ایران» از شورای عالی فرهنگ نایل شد. در سال ۱۳۲۲، در اعتصاب استادان و دانشجویان دانشگاه تهران برای استقلال دانشگاه از وزارت معارف فعالانه شركت كرد. این اعتصاب سرانجام در سال بعد با كوشش دكتر محمد مصدق منجر به تصویب تبصره ای در مجلس شد. در سال ۱۳۲۳ با «رباب مدیری» ازدواج كرد و پدر دو دختر و یك پسر به نام های فرانك، رامین و فریبا شد. در سال ۱۳۲۵، یك مجمع فلسفی را هدایت كرد كه اشخاصی چون امیرحسین آریان پور و ابوالحسن فروغی و حسینعلی راشد در آن عضویت داشتند. پس از چندی این مجمع در منزل استاد تشكیل شد و به مدت پنج سال ادامه یافت. در سال ۱۳۲۶، برای تنظیم رساله دكترا در هندسه ترسیم فضای چهاربعدی استاد راهنمای «الكساندر سمباد آبیان» شد. این رساله بعد به تائید الی كارتان نیز رسید. در سال ۱۳۲۹، در كنگره بین المللی ریاضیدانان در دانشگاه هاروارد به عنوان نماینده دانشگاه تهران شركت كرد و گزارش آن را به الی كارتان تقدیم كرد. در این زمان استاد به عضویت موسسه مطالعات پیشرفته دانشگاه پرینستون آمریكا درآمد. این عضویت به درخواست ریاست آن دانشگاه، پروفسور «اوپن هایمر»، انجام شد. استاد در ترم پائیز ۵۲۱۹۵۱ نیز به تدریس در آن دانشگاه مشغول شد. در این سال ها، با اینشتین نیز به مصاحبت و گفت وگو می پرداخت. در سال ۱۳۳۰ به ایران مراجعت كرد و به مدت یك سال ریاست دانشگاه تبریز را عهده دار بود. در سال ۱۳۳۲، در كنگره بین المللی ریاضیدانان در آمستردام به عنوان نماینده دانشگاه تهران شركت كرد. در سال ۱۳۳۵، در كنگره طوسی دانشگاه تهران به ایراد سخنرانی پرداخت.

                                              

در همین سال ریاضیدان برجسته «زاریسكی»، مقیم آمریكا، اقامت چند روزه ای در منزل دكتر هشترودی داشت. در سال ۱۳۳۶، در كنگره بین المللی ریاضیدانان زبان لاتین در شهر نیس فرانسه شركت كرد و از طرف شورای استادان دانشكده به ریاست دانشكده علوم دانشگاه برای یك دوره ۳ساله انتخاب شد. استاد متعاقبا پیشنهاد كار در موسسه تحقیقاتی «كلژ دوفرانس» را رد كرد. در این سال به تقاضای بدیع الزمان فروزانفر نایب رئیس انجمن ایرانی فلسفه و علوم انسانی دانشكده معقول و منقول، سخنرانی ای در باب «تجسم و تصویر» ایراد كرد. باز در همین سال بود كه استاد كوشش مستمری برای تصویب تبصره الحاقی به قانون استخدام مهندسان را به انجام رساند كه این قانون گام بزرگی برای اشتغال و تامین آتیه فارغ التحصیلان رشته های علوم بود. هشترودی در این سال هدایت سازمان صنفی دانشجویان را به مدت ۳ سال عهده دار شد و تاسیس كانون فارغ التحصیلان دانشكده علوم را مطرح كرد. در سال ۱۳۳۷ در كنگره بین المللی ریاضیدانان در ادینبو شركت كرد و با بزرگانی چون برتراند راسل به مصاحبت و گفت وگو پرداخت. در سال ۱۳۳۸ به پیشنهاد ریاست انجمن اتحادیه بین المللی فضا به عضویت در این انجمن درآمد. در همان سال دوره فوق لیسانس ریاضی را در ایران راه اندازی كرد. در سال ۱۳۴۰ با همكاری منوچهر آتشی و احمد شاملو به مدت یك سال ریاست هیات تحریریه نشریه فرهنگی، علمی، هنری «كتاب هفته» كیهان را به عهده گرفت. در سال ۱۳۴۳ در كنگره بین المللی ژئومتری و ژئودزی در صوفیه شركت كرد. در همین سال هیاهویی برای نامزدی وی برای دریافت جایزه نوبل در زمینه مكانیك سماوی به وجود آمد. در سال ۱۳۴۷، طی نامه ای خطاب به مدیر مجله یكان، پیشنهاد داد كه انجمن ریاضی و انجمن معلمان ریاضی، به مفهوم عام تشكیل شود. استاد در سال ۱۳۴۸ بنا به تقاضای خودش بعد از ۳۱ سال خدمت در كسوت استادی تمام وقت دانشكده علوم، بازنشسته شد. در این سال همچنین به ریاست كانون فضایی ایران و ریاست هیات امنا و شورای نویسندگان مجله «فضا» منصوب شد. در سال های ۱۳۴۹ ، ۱۳۵۰ و ۱۳۵۱ در كنفرانس های اول، دوم و سوم ریاضی كشور شركت كرد. در شهریور ماه سال ۱۳۴۹ موفق به دریافت لوح استاد ممتازی دانشگاه تهران شد. در سال ۱۳۵۱ در كنگره تحقیقات ایرانی در دانشگاه تهران به ایراد سخنرانی پرداخت. در سال ۱۳۵۲ همسر خویش را برای درمان روانه آلمان كرد. دختر بزرگش نیز در فرانسه به طور نابهنگامی وفات یافت و بدین ترتیب، احوال استاد رو به نزاری گذاشت و بالاخره، در ۱۳ شهریور ماه سال ۱۳۵۵، استاد بر اثر سكته قلبی به سرای باقی شتافت و جنازه وی در ۱۷ شهریور ماه از مسجد دانشگاه تهران تا بهشت زهرا تشییع شد.

+ نوشته شده در  شنبه 1388/10/05ساعت 8:35  توسط ایمان طاهری  | 

تاریخچه مختصر شیمی

شيمي يكي از علومي است كه هموراه در زندگي بشر دخالت كامل داشته و وارد و به اندازه كه تمدن كنوني بيشتر شود دخالت آن در شئون مختلف زندگي نيز زيادتر خواهد شد. ما در دنيايي زندگي مي كنيم كه پر از مواد شيميايي گوناگون است. بعضي از اين مواد مانند آب كاملاً برايمان آشنا است اما بسياري مواد ديگر وجود دارند كه چندان آشنا نيستند. واقعيت آن است كه ما از هر لحاظ با مواد شيميايي روبرو هستيم. لباسي كه مي پوشيم، غذايي كه مصرف مي كنيم، كاغذي كه مطالب را روي آن مي خوانيم همگي مواد شيميايي به شمار مي روند. علم شيمي از اجسام و خواص و ساختمان آنها و واكنشهايي كه آنها را به اجسام ديگر تبديل مي نمايد بحث مي كند. طي هزاران سال، دانش شيمي تنها منحصر به تهيه اكسيرها، عطرها و جوهر هاي پاره اي از فلزات بود. يونانيان قرن پنجم كه همواره در صدد پي بردن به رموز و اسرار طبيعت بودند آب را كه مايه حيات ساير موجودات است عنصري ساده مي پنداشتند حال آنكه آب تركيبي از دو عنصر ساده اكسيژن و هيدروژن است.
فكر اوليه وجود عناصر ساده ابتدا از امپدوكل و سپس از ارسطو مي باشد. ارسطو معتقد بود كه چهار عنصر آب، هوا، خاك و آتش مظهر خواص اصلي از قبيل رنگ، استحكام و حالت اجسام مي باشند و از تركيب آنها مواد گوناگون به وجود مي آيد.


شيمي در طول تاريخ طولاني و تكاملي خود دورانهاي گوناگوني را پشت سر گذاشته كه مي توان آن را به سه بخش عمده تقسيم كرد: دوران باستان كه هنوز شيمي به صورت يك علم مشخص درنيامده بود. دوران كيمياگري از آستانه پيدايش مسيحيت تا سالهاي 1700 ميلادي و دوران شيمي جديد.
در سراسر دوران تاريك قرون وسطي دانش شيمي نيز همچون ديگر رشته هاي علوم پيشرفت قابل ملاحظه اي ننمود. كشف الكل و جوهر گوگرد به وسيله كيمياگر ايراني محمد زكرياي رازي و كشف فسفر در سال 1675 ميلادي توسط براند آلماني از آثار دوره كيمياگري است. كيمياگري تنها در اواخر قرن هفدهم و اوايل قرن هجدهم بود كه به صورت دانشي حقيقي و واقعي به نام شيمي در آمد. رابرت بويل انگليسي نخستين كسي بود كه دليرانه با نظرات و عقايد قدما درباره وجود عناصر چهارگانه و تبديل فلزات مخالفت نمود. به عقيده بويل عنصر جسمي است غيرقابل تجزيه و از تركيب آنها اجسام مختلف پديد مي آيد. نظريات بويل در كتاب شيميدانان شكاك كم و بيش يادآور نگرش ابن سينا در كتاب «ابطال كيميا» است كه در شش قرن پيش از آن به رشته تحرير درآورد. ژوزف بلاك شيميست اسكاتلندي در سال 1757 گاز كربنيك را به دست آورد و آن را هواي ثابت ناميد. ژوزف پريستلي انگليسي در سال 1774 گاز اكسيژن را ضمن حرارت دادن اكسيد قرمز جيوه براي نخستين بار تهيه كرد. هنري كاوانديش دانشمند انگليسي نيز در سال 1766 هيدروژن خالص را كشف نمود و خواص آن را معلوم و مشخص نمود. برگمان شيميست سوئدي اين نظر را ارائه كرد كه هوا مخلوطي از سه گاز است. هواي معيوب (ازت)، هواي خالص (اكسيژن) و اسيد هوايي (گاز كربنيك) بالاخره شارك گيوم سئل شيميست ديگر سوئدي درباره بي اكسيد منگنز مطالعاتي كرد و همين موضوع راهنماي او براي تهيه اكسيژن گرديد. لاووازيه كه در حقيقت بنيانگذار شيمي جديد محسوب مي شود گامهاي بلندي در راه آزمايش و پژوهش علمي برداشت. كشف گازهاي اكسيژن و هيدروژن به لاووازيه اين امكان را داد كه به تفسير علمي درستي براي پديده سوخت و ارتباط آن با هوا نائل آيد. لاووازيه ثابت نمود كه عمل سوختن تركيب جسم است با اكسيژن و در اين مورد يكي از قوانين اصلي شيمي يعني اصل بقاء ماده را به شرح زير وضع كرد:
هيچ چيز از بين نمي رود و هيچ چيز خلق نمي شود. در تمام واكنشهاي شيميايي مجموع وزنهاي مواد پيش از فعل و انفعال شيميايي مساوي وزنهاي مواد به دست آمده است.
در آغاز قرن هجدهم يعني در سال 1800 ميلادي ولتا فيزيكدان انگليسي نخستين پيل را كشف كرد و از آن پس الكتروشيمي در دسترس جهانيان قرار گرفت. ديوي انگليسي از تجزيه الكتريكي پتاس مذاب فلز پتاسيم و سپس از سود گداخته فلز سديم را به دست آورد. او با تجزيه الكتريكي ثابت كرد كه برخلاف عقيده لاووازيه كه اكسيژن را عامل ترشي مي ناميد تمام اسيدها اكسيژن ندارند. همچنين وهلر آلماني در آغاز اين قرن با استفاده از پتاسيم موفق به كشف آلومينيوم گرديد و از آن پس عناصر يكي پس از ديگري پيدا شدند. در اواخر نوزدهم ديمتري مندليف شيميست نابغه روس با تنظيم جدول تناوبي معروف خود عده زيادي از عناصر را از خاصيت تكرار اتمها پيش بيني كرد و با كشف آنها شيمي در رديف علوم مدرن و درجه اول قرار گرفت. بالاخره در حدود سال 1760 برتلو شيميست بزرگ فرانسوي توانست از تركيب مستقيم كربن و هيدروژن استيلن را تهيه نمايد. شيمي جديد به عنوان يك علم نظام يافت طي 200 سال گذشته شكل گرفت و از همان آغاز به كلي از شيوه هاي كيمياگري دور شد. از آغازقرن نوزدهم تا كشف و نوآوري در علم شيمي و كاربردهاي آن در تكنولوژي و زندگي با سرعت هرچه تمامتر ادامه دارد.

+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/09/10ساعت 20:44  توسط ایمان طاهری  | 

آب

به طور طبیعی آب سه شکل متاوت دارد :جامد ، مابع گاز . آب بیشتر از هر مایع دیگری مواد گوناگون را در خود حل می کند. نیروی آب کوه ها ، دره ها ،خط های ساحلی و دشت ها را به وجود آورده است. آب فراوان ترین ماده ی روی زمین است که از ترکیبات اطلی جانداران است. بدون آب هیچ جانداری روی زمین زنده نخواهد ماند.

چرخه آب

آب از روی اقیانوس ها و خشکی ها بخار می شود و به هوا می رود. آگر شرایط مساعد باشد از به هم پیوستن مولکول های آب ابر تشکیل می شود و باران یا برف روی زمین می بارد  و آب دو باره به اقیاتوس ها باز می گردد. به این ترتیب آب های زمین همواره بین دریا هوا و خشکی در حال جا به جایی اند. به این جا به جایی دائمی چرخه ی آب گویند.

 

بیشتر بدانیم!

*هر فرد در طول زندگی خود حدود 60 هزار لیتر آب می نوشد!

*انسان اگر بیش از 20%آب بدنش از بین برود می میرد!

*برای هر بار پر کردن وام حمام 140 لیتر، برای ظرف شستن حدود 40لیتر و برای هر بار استفاده از ماشین لباس شویی 120 لیتر آب مصرف می شود!

مرطوب ترین جای کره ی زمین چرابونجی در هند بارندگی سالانه ی 10820 میلی متر است!

شکل بخشیدن به زمین

آب مهمترین نیروی شکل دهنده ی زمین است. رود ها و یخچال ها ،دره ها را می فرسایند و باعث فرسایش رشته کوه ها می شوند. سپس ریگ ،ماسه و گل رس را به دشت های پست می برند و به در یا می رسانند. حتی چشم اندار های بیابان ها هم بیشتر با سیلاب های برق آسا شکل گرفته است.

+ نوشته شده در  جمعه 1388/09/06ساعت 14:26  توسط ایمان طاهری  | 

تاریخچه ی فیزیک

ما قبل تاريخ: همانطور كه پيشينيان از روي تجربه و آزمايش به خواص باطني تعدادي از اجسام پي برده و از تركيب مواد به وسايل مختلف (تشويه، نكليس، تقطير و ...) مواد شيميايي به دست آورده و براي علماي شيمي جديد مايه اي درست كرده اند، همينطور هم تحقيق در خواص فيزيكي اجسام از مسايل تازه نيست و از قديم الايام انسان در صدد كشف آنها بوده و فيزيك جديد در حقيقت مولود توجهات و تحقيقات پيشينيان مي باشد. مثلاً تالس كه از قديمي ترين حكماي سبعه است و در شش قرن قبل از ميلاد مي زيسته ثابت كرد كه از مالش كهربا خاصيتي در آن ظاهر مي شود كه اجسام سبك را جذب مي كند.


همچنين فيثاغورث رياضيدان و حكيم معروف يوناني به همراه شاگردانش به پاره اي مسائل و قضاياي صوت پي برده بودند. ارسطو نيز در چهار قرن قبل از ميلاد تئوري هاي دقيقي در باب كائنات الجو (قوس و قزح، هاله هاي قمري و شمسي، شفق شمالي و شبنم) استخراج كرده است. ارشميدس در سه قرن قبل از ميلاد آتي از قبيل جرثقيل، منجنيق، ميزان الغلظه و پيچ ارشميدس را اختراع نمود. قانوني را كه ارشميدس موفق به كشف آن گرديد از اين قرار است: بر كليه اجسام مرتمسه در سيال (مايعات و گازها) فشاري از زير به رو وارد مي آيد كه مقدار آن مساوي است با وزن سيال تغيير مكان يافته. بطلميوس نيز منجم و رياضيدان يوناني قرن دوم ميلادي تحقيقات عميقي راجع به نور كرده است. پس از بطلميوس تحقيقات فيزيكي تا قرن سيزدهم متوقف شد و فقط عده اي از قبيل جابر و محمد بن موسي در اين رشته زحماتي كشيدند و اطلاعات قابل توجهي كسب كردند.
قرون وسطي: در اين قرن دو اختراع مهم به عمل آمد. يكي آئينه هاي صيقلي و ديگري عينك. در قرن چهاردهم استفاده از قطب نما تعميم يافت. قرن پانزدهم تقريباً چيز مهمي راجع به فيزيك ندارد. ولي در قرن شانزدهم مباحث ثقل و نورو مغناطيس كمال يافته اند. جانسون ميكروسكوپ را اختراع كرد (1590) و روبرت نورمن ميل مغناطيسي را تعيين نمود و بالاخره ژيلبرت اولين تجارب علمي الكتريكي و مغناطيسي را در كتاب معروفش (magnefe) منتشر ساخت.
فيزيك جديد: پايه فيزيك جديد در قرن هفدهم توسط گاليله گذارده شد. ترازوي آبي- ميزان الحراره و دوربين نجومي از اختراعات و كشفيات او مي باشد. رصدهاي دقيق گاليله او را به سلسله هيئت كوپرنيك هدايت نمود و برعكس نظريه قدما كه زمين را مركز عالم مي دانستند ثابت كرد كه مركز عالم شمسي خورشيد است نه زمين. اگرچه اول مخترع ميزان الحراره گاليله مي باشد ولي نقطه ذوب يخ را براي صفر ميزان الحراره (دماسنج) هوك قرار داد و ثبوت غليان آن را هالي تعيين كرد. دكارت قوانين انكسار و تئوري قوس قزح را بنا نهاد. توريچلي نيز ميزان الهوا (دماسنج) را ساخت. نيوتن منجم، رياضيدان و فيزيكدان انگليسي جاذبه عمومي عالم را كشف كرد. بويل ماشين تخليه هوا را كه قاضي عدليه شهر ماگدبورگ اختراع كرده بود تكميل نمود. اگرچه قرن هجدهم براي فيزيك به درخشندگي قرن هفدهم نمي باشد ولي آن را قرن بي ثمري هم نمي توان ناميد.


در اين قرن دوفه جذب و دفع هاي الكتريكي را تحت تحقيق درآورد و الكتريسيته اين است كه دو الكتريسيته هم جنس يكديگر را دفع و دو الكتريسيته مخالف همديگر را جذب مي نمايند. خلاصه كارهاي دوفه به تجسسات بي فايده علما خاتمه داد و از آن به بعد الكتريسيته وارد تاريخ تازه اي شد. سال 1800 تجربه گالواني، ولتا را به اختراع پيل يعني اساس الكتريسيته جاري هدايت كرد. در اين قرن خيالي هواپيمايي كه از آرزوهاي ديرينه بشر بود در ذهن اروپائيان قوت گرفت از جمله دو برادر ميشل منگفليه و اتين منگفليه رئيس كارخانه كاغذ سازي آننه كه در پنجم ژوئن سال 1783 بالني درست كرده و به هوا فرستادند بسياري از دانشمندان براي كشفيات علمي با بالن هاي مدور به ارتفاعات بالا رفته اند از جمله گي لوساك فيزيكدان و شيميدان معروف فرانسوي كه تا حدود 7000 متري رفت و ملاحظه نمود كه در اين ارتفاع هوا به قدري خشك مي باشد كه پوست بدن جمع مي شود و كاغذ و مقوا مثل اينكه در مجاورت آتش شديدي باشند پيچيده و لوله مي شوند در قرن نوزدهم دامنه فيزيك بسط شاياني پيدا كرد و مخصوصاً استفاده از آلات فيزيكي در صنايع و كارخانجات روز به روز رو به افزايش نهاد. در سال 1801 كارليسل و نيكلسون آب را تجزيه كردند. در سال 1807 ديوي به وسيله تجزيه الكتريكي املاح قليايي سديم و پتاسيم را به دست آورد. پلانته آ كومولاتر را ساخت. ارستد دانشمند دانماركي ثابت كرد كه جريان الكتريسيته عقربه مغناطيسي را كه هميشه به جهت ثابتي متوجه است منحرف مي سازد (1819). بايد دانست كه مبحث مغناطيس الكتريكي نتيجه اكتشافات دو دانشمند برجسته يعني ارستد و آمپر مي باشد. فارادي نيز الكتريسيته را بنا نهاد. آراگو قانون آمپر را تكميل كرده و گائوس از بزرگترين منجمين و رياضيدانان آلماني اختراع تلگراف را تكميل كرد . بعدها طبيعي دان آمريكايي بنام مرس الفبايي براي تلگراف درست كرده و دستگاه آن را ساخت. بالاخره پس از آنكه دامنه الكتريسيته وسعت يافت، واسطه انتقال اخبار جريات الكتريسيته شد.
 

+ نوشته شده در  شنبه 1388/08/23ساعت 16:27  توسط ایمان طاهری  | 

خوارزمی

خوارزمي ابوجعفر محمدبن موسي از دانشمندان بزرگ رياضي و نجوم مي باشد. از زندگي خوارزمي چندان اطلاع قابل اعتمادي در دست نيست الا اينكه وي در حدود سال 780 ميلادي در خوارزم (خيوه كنوني) متولد شد. شهرت علمي وي مربوط به كارهايي است كه در رياضيات مخصوصاً در رشته جبر انجام داده به طوري كه هيچ يك از رياضيدانان قرون وسطي مانند وي در فكر رياضي تأثير نداشته اند. اجداد خوارزمي احتمالاً اهل خوارزم بودند ولي خودش احتمالاً از قطر بولي ناحيه اي نزديك بغداد بود به هنگام خلافت مأمون وي عضو «دارالحكمه» كه مجمعي از دانشمندان در بغداد به سرپرستي مأمون بود، گرديد. خوارزمي كارهاي ديونانتوس را در رشته جبر دنبال كرد و به بسط آن پرداخت. خود نيز كتابي در اين رشته نوشت الجبر و المقابله كه به مأمون تقديم شده كتابي است درباره رياضيات مقدماتي و شايد نخستين كتاب جبري باشد كه به عربي نوشته شده است. دانش پژوهان بر سر اين كه چه مقدار از محتواي كتاب از منابع يوناني و هندي و عبري گرفته شده است اختلاف نظر دارند. معمولاً در حل معادلات دو عمل معمول است. خوارزمي اين دو را تنقيح و تدوين كرد و از اين راه به وارد ساختن جبر به مرحله علمي كمك شاياني انجام داد. اثر رياضي ديگري كه چندي پس از جبر نوشته شد رساله است مقدماتي در حساب كه ارقام هندي (يا به غلط ارقام عربي) در آن به كار رفته بود و نخستين كتابي بود كه نظام ارزش مكاني را (كه آن نيز از هند بود) به نحوي اصولي و منظم شرح مي داد. اثر ديگري كه به مأمون تقديم شد زيج السند هند بود كه نخستين اثر اخترشناسي عربي است كه به صورت كامل برجاي مانده و شكل جداول آن از جداول بطلميوس تأثير پذيرفته است. كتاب صورت الارض كه اثري است در زمينه جغرافيا اندك زماني بعد از سال 195-196 نوشته شده است و تقريباً فهرست طولها و عرضهاي همه شهرهاي بزرگ و اماكن را شامل مي شود. اين اثر كه احتمالاً مبتني بر نقشه جهان نماي مأمون است (كه شايد خود خوارزمي هم در تهيه آن كار كرده بوده باشد)، به نوبه خود مبتني بر جغرافياي بطلميوسي بود. اين كتاب از بعضي جهات دقيق تر از اثر بطلميوس بود خاصه در قلمرو اسلام. تنها اثر ديگري كه برجاي مانده است رساله كوتاهي است درباره تقويم يهود. خوارزمي دو كتاب نيز درباره اسطرلاب نوشت آثار علمي خوارزمي از حيث تعداد كم ولي از نفوذ بي بديل برخوردارند زيرا كه مدخلي بر علوم يوناني و هندي فراهم آورده اند عمده بر جبر قرون وسطايي داشت. رساله خوارزمي درباره ارقام هندي پس از آنكه در قرن دوازدهم به لاتيني ترجمه و منتشر شد بزرگترين تأثير را بخشيد. نام خوارزمي متراف شد با هر كتابي كه درباره «حساب جديد» نوشته مي شد و از اينجا است اصطلاح جديد «الگوريتم» به معني قاعده محاسبه.

                                                                               
كتاب جبر و مقابله خوارزمي كه به عنوان الجبرا به لاتيني ترجمه گرديد باعث شد كه همين كلمه در زبانهاي اروپايي به معناي جبر به كار رود. نام خوارزمي هم در ترجمه به جاي «الخوارزمي» به صورت «الگوريسمي» تصنيف گرديد و الفاظ آلگوريسم و نظاير آنها در زبانهاي اروپايي كه به معني فن محاسبه ارقام يا علامات ديگر است مشتق از آن مي باشد.
ارقام هندي كه به غلط ارقام عربي ناميده مي شود از طريق آثار فيبوناتچي به اروپا وارد گرديد. همين ارقام انقلابي در رياضيات به وجود آورد و هرگونه اعمال محاسباتي را مقدور ساخت. باري كتاب جبر خوارزمي قرنها در اروپا مأخذ و مرجع دانشمندان و محققين بوده و يوهانس هيسپالنسيس و گراردوس كرموننسيس و رابرت چستري درقرن دوازدهم هر يك از آن را به زبان لاتيني ترجمه كردند. نفوذ كتاب زيح السند چندان زياد نبود اما نخستين اثر از اين گونه بود كه به صورت ترجمه لاتيني به همت آدلاردباثي در قرن دوازدهم به غرب رسيد. جداول طليطلي (تولدويي) يكجا قرار گرفتند و به توسط ژراركرمونايي در اواخر قرن يازدهم به لاتيني ترجمه شدند، از مقبوليت گسترده تري در غرب برخوردار شدند و دست كم يكصد سال بسيار متداول بودند از كارهاي ديگر خوارزمي تهيه اطلسي از نقشه آسمان و زمين و همچنين اصلاح نقشه هاي جغرافيايي بطلميوس بود. جغرافياي وي تا اواخر قرن نوزدهم در اروپا ناشناخته ماند، ديگر از كتب مهم خوارزمي در حدود سال 848 ميلادي مطابق با 232 هجري قمري درگذشت.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/08/06ساعت 15:16  توسط ایمان طاهری  | 

توماس ادیسون

توماس اديسون مخترع با استعداد در سال 1847 در شهر ميلان ايالت اوهايو آمريكا به دنيا آمد. او فقط حدود سه ماه آموزش و تحصيل رسمي آن زمان را داشت چون مدير مدرسه‌اش دريافته بود كه وي پسرش عقب افتاده است.

  اديسون هنگامي كه فقط 21 سال داشت اولين اختراع خود را كه يك دستگاه الكتريكي شمارش آرا بود عرضه كرد. آن دستگاه فروش نرفت و اديسون از آن پس تلاش خود را روي اختراع ابزار وسايلي متمركز كرد كه بتواند بازار خوبي داشته باشند. مدتي پس از اختراع دستگاه شمارش آرا، اديسون سيستم پيشرفته نمايشگر اطلاعات بورس را اختراع كرد و توانست آن را به مبلغ چهل هزار دلار، كه در آن روزگار پول هنگفتي بود، بفروشد. با عرضه اختراعات متعدد ديگري اديسون مشهور و ثروتمند شد. اختراع گرامافون كه در سال 1877 به ثبت رسيد احتمالاً يكي از ابتكاري‌ترين اختراعات او به شمار مي‌رفت. ولي آنچه كه بيشتر براي دنيا اهميت داشت كاري بود كه او در سال 1879 در جهت تكميل و توسعه لامپ روشنايي حرارتي انجام داد.

  اديسون اولين فردي نبود كه سيستم روشنايي الكتريكي را اختراع كرد. چند سال قبل از آن از نوعي لامپ الكتريكي قوسي شكل براي تأمين روشنايي خيابان‌هاي پاريس استفاده شده بود. اما لامپ الكتريكي اديسون همراه با سيستمي كه او براي توزيع نيروي الكتريكي ابداع كرد بهره‌گيري از نيروي الكتريسيته را براي تأمين روشنايي منازل عملي ساخت. در سال 1882 كمپاني او در نيويورك توليد لامپ برق را آغاز كرد و از آن پس استفاده از برق در منازل سريعاً در سراسر جهان گسترش يافت.

  اديسون با ايجاد اولين كارخانه و شبكه توزيع برق براي منازل و اماكن خصوصي شالوده توسعه بزرگ صنعت را بنا نهاد. امروز استفاده از اين منبع انرژي تنها محدود به تأمين روشنايي نيست بلكه گستره بزرگيي از لوازم خانگي، از تلويزيون تا ماشين لباسشويي، با نيروي الكتريسيته كار مي‌كند. علاوه بر اين امكان دريافت نيروي الكتريسيته از شبكه توليد و توزيع كه اديسون ايجاد كرد استفاده از نيروي برق را در صنايع امكان پذير كرده است.

  اديسون همچنين سهم بزرگي در توسعه و تكميل دوربين‌هاي فيلمبرداري و پروژكتور نمايش فيلم دارد. او در اصلاح سيستم تلفن كار بزرگي انجام داد، دهني ذعالي ابداعي او بر قدرت شنوايي طرف مقابل در تلفن افزود. همچنين در تلگراف و دستگاه‌هاي ماشين تحرير اصلاحاتي به وجود آورد. از ميان ساير اختراعات او مي‌توان از دستگاه «ديكتافون» و دستگاه ذخيره باطري نام برد. گفته مي‌شود اديسون بيش از يكهزار مورد مختلف اختراع را به ثبت رسانده است كه از نظر تعداد واقعاً عجيب و غيرقابل تصور است.

  يكي از دلايل اين توانايي فوق‌العاده در اختراع و ابداع، آن است كه او در آغاز كار يك آزمايشگاه تحقيقاتي در «منلوپارك» نيوجرسي تأسيس كرد و گروهي از افراد لايق و كارآزموده را به همكاري خود فراخواند. اين در واقع نمونه اوليه آزمايشگاه‌هاي تحقيقاتي بزرگ بود كه از آن پس اغلب صنايع مهم در كنار كارگاه‌هاي خود ايجاد كردند. ايجاد يك چنين آزمايشگاه تحقيقاتي مدرن و مجهزي را كه در آن بسياري از افراد به كار گروهي و دسته جمعي مشغول هستند بايد يكي از مهمترين اختراعات اديسون به حساب آورد كه البته او نمي‌توانست آن را به نام خود به ثبت برساند.

  اديسون تنها يك مخترع صرف نبود بلكه در زمينه توليد و سازماندهي چندين كمپاني صنعتي كارهاي مهمي انجام داد. يكي از مهمترين تشكيلاتي كه او به وجود آورد همان است كه امروز به نام شركت «جنرال الكتريك» در سراسر دنيا معروف و مشهور شده است.

  اديسون گرچه اصولاً يك دانشمند به معناي اخص كلمه نبود ولي به يك كشف بسيار مهم نيز دست يافت. در سال 1882 كشف كرد كه در فضاي تقريباً خلأ، الكتريسيته جاري مي‌تواند بين دو سيمي كه با يكديگر تماس ندارند، جريان يابد. اين پديده كه از آن به عنوان «اثر اديسون» ياد مي‌شوند نه تنها از نظر تئوري قابل توجه است بلكه در عمل نيز موارد استفاده فراواني دارد. با بهره‌گيري از اين پديده تكميل و اصلاح لوله‌هاي الكتروني عملي شد وايجاد صنعت الكترونيك ممكن گرديد.

  اديسون در قسمت اعظم عمر خود از عدم شنوايي شديدي رنج مي‌برد ولي اين معلوليت و ناراحتي با توان بالاي او در انجام كارهاي سخت و زياد جبران مي‌شد.

اديسون دوبار ازدواج كرد (همسر اول او در جواني از دنيا رفت) و از هر ازدواج خود سه فرزند داشت. او در سال 1931 در «وست ارنج» نيوجرسي درگذشت.

  درباره استعداد و توان اديسون هيچ بحث و جدلي وجود ندارد. همگان بر اين نكته اتفاق نظر دارند كه او بزرگ‌ترين نابغه اختراع در تمام دوران‌ها است. نگاهي به سلسه اختراعات مفيد و سودمند او احترام و تحسين همه را برمي‌انگيزد. گرچه به احتمال زياد اغلب اين اختراعات سي سال بعد توسط ديگران انجام مي‌شد. به هر حال اگر اختراعات اديسون به صورت تك‌تك در نظر گرفته شود هيچ‌كدام آنها از اهميت قطعي و تعيين‌كننده‌اي برخوردار نيست. به عنوان مثال لامپ روشنايي حرارتي اديسون، با تمام استفاده وسيعي كه دارد، چيزي نيست كه فرضاً در زندگي نوين جانشيني نداشته باشد در واقع لامپ روشنايي فلورسنت كه بر مبناي اصول علمي كاملاً متفاوتي كار مي‌كند به طور گسترده مورد استفاده قرار گرفته است و اگر لامپ روشنايي حرارتي اصلاً وجود نداشت زندگي روزمره ما تغيير چنداني نمي‌كرد. در واقع قبل از استفاده از روشنايي الكتريكي، شمع چراغ‌هاي روغني و چراغ گاز به طور كلي منابع كافي و رضايت‌بخش تأمين روشنايي بودند. گرامافون بدون ترديد يك اختراع استادانه است ولي هيچ‌كس نمي‌تواند ادعا كند كه اين وسيله به اندازه راديو، تلويزيون و تلفن در تغيير شكل زندگي روزمره ما مؤثر بوده است. به علاوه در سال‌هاي اخير روش‌هاي كاملاً متفاوتي مانند نوارهاي ضبط مغناطيسي براي ضبط صدا ابداع شده است. امروز اگر گرامافون و ضبط صوت نبود شايد در زندگي فعلي تفاوت بسيار اندكي احساس مي‌شد.

  بسياري از اختراعاتي كه اديسون به نام خود ثبت كرده است در واقع تكميل و اصلاح ابزارها و وسايلي بوده كه ديگران قبلاً اختراع كرده و مورد استفاده نيز قرار داشت. چنين اصلاحاتي با وجود سودمندي فراواني كه دارند نمي‌تواند در طول تاريخ از اهميت ويژه‌اي برخوردار باشند.

اما با وجود اينكه هيچ يك از اختراعات اديسون به تنهايي اهميت چنداني ندارد نبايد اين نكته را فراموش كرد كه او فقط يك وسيله را اختراع نكرد بلكه بيش از يكهزار اختراع مختلف دارد. به همين دليل است كه من اديسون را بالاتر از مخترعان مشهوري مانند ماركوني و گراهام‌بل قرار داده‌ام.

 اديسون همچنين سهم بزرگي در توسعه و تكميل دوربين‌هاي فيلمبرداري و پروژكتور نمايش فيلم دارد. او در اصلاح سيستم تلفن كار بزرگي انجام داد، دهني ذعالي ابداعي او بر قدرت شنوايي طرف مقابل در تلفن افزود. همچنين در تلگراف و دستگاه‌هاي ماشين تحرير اصلاحاتي به وجود آورد. از ميان ساير اختراعات او مي‌توان از دستگاه «ديكتافون» و دستگاه ذخيره باطري نام برد. گفته مي‌شود اديسون بيش از يكهزار مورد مختلف اختراع را به ثبت رسانده است كه از نظر تعداد واقعاً عجيب و غيرقابل تصور است.

  يكي از دلايل اين توانايي فوق‌العاده در اختراع و ابداع، آن است كه او در آغاز كار يك آزمايشگاه تحقيقاتي در «منلوپارك» نيوجرسي تأسيس كرد و گروهي از افراد لايق و كارآزموده را به همكاري خود فراخواند. اين در واقع نمونه اوليه آزمايشگاه‌هاي تحقيقاتي بزرگ بود كه از آن پس اغلب صنايع مهم در كنار كارگاه‌هاي خود ايجاد كردند. ايجاد يك چنين آزمايشگاه تحقيقاتي مدرن و مجهزي را كه در آن بسياري از افراد به كار گروهي و دسته جمعي مشغول هستند بايد يكي از مهمترين اختراعات اديسون به حساب آورد كه البته او نمي‌توانست آن را به نام خود به ثبت برساند.

  اديسون تنها يك مخترع صرف نبود بلكه در زمينه توليد و سازماندهي چندين كمپاني صنعتي كارهاي مهمي انجام داد. يكي از مهمترين تشكيلاتي كه او به وجود آورد همان است كه امروز به نام شركت «جنرال الكتريك» در سراسر دنيا معروف و مشهور شده است.

  اديسون گرچه اصولاً يك دانشمند به معناي اخص كلمه نبود ولي به يك كشف بسيار مهم نيز دست يافت. در سال 1882 كشف كرد كه در فضاي تقريباً خلأ، الكتريسيته جاري مي‌تواند بين دو سيمي كه با يكديگر تماس ندارند، جريان يابد. اين پديده كه از آن به عنوان «اثر اديسون» ياد مي‌شوند نه تنها از نظر تئوري قابل توجه است بلكه در عمل نيز موارد استفاده فراواني دارد. با بهره‌گيري از اين پديده تكميل و اصلاح لوله‌هاي الكتروني عملي شد وايجاد صنعت الكترونيك ممكن گرديد.

  اديسون در قسمت اعظم عمر خود از عدم شنوايي شديدي رنج مي‌برد ولي اين معلوليت و ناراحتي با توان بالاي او در انجام كارهاي سخت و زياد جبران مي‌شد.

اديسون دوبار ازدواج كرد (همسر اول او در جواني از دنيا رفت) و از هر ازدواج خود سه فرزند داشت. او در سال 1931 در «وست ارنج» نيوجرسي درگذشت.

 

+ نوشته شده در  جمعه 1388/07/24ساعت 6:30  توسط ایمان طاهری  | 

خورشید

  خورشيد خورشيد تك ستاره و مادر تمام اجرام منظومه ي شمسي است.خورشيد به دليل نزديك بودنش به زمين از نظر رصدي بهترين ستاره ي عالم است. البته اين نزديك بودن شرايط را براي رصد سخت هم مي كند. اگر ما در ظهر نور خورشيد را توسط عدسي كوچكي جمع كنيم و كاغذي مقابل نقطه ي كانوني بگذاريم مي بينيم كاغذ مي سوزد. حالا فكر كنيد اگر اين نور از عدسي هاي يك تلسكوپ بگذرد و ما از درون تلسكوپ به خورشيد نگاه كنيم چه بر سر چشمانمان خواهد آمد؟! قطعا چشمانمان دچار مشكلات حل نشدني خواهد شد. دانشمندان براي جلوگيري از اين كار صافي هاي ايمني را درست كرده اند كه بتوان با استفاده ازآن جزئيات بسيار زيادي را از تك ستاره ي منظومه ي خود ببينيم. خورشيد انرژي خود را از نزديكي مركزش مي گيرد. اگر ما بتوانيم درون خورشيد را ببينيم شايد اينگونه به نظربرسد كه 9/0 جرم خورشيد از هيدروژن تشكيل يافته كه يك عنصر بسيار فراوان در جهان مي باشد.در داخل هسته ي داغ خورشيد هيدروژن به هليوم تبديل مي شود.انرژي ناشي از اين واكنش لايه ها ي بالايي ستاره را گرم مي كند و اين انرژي از سطح متلاطم خورشيد به داخل فضا فوران مي نمايد.سطح خورشيد در اثر حرارتي برابر 6000 درجه ي سانتي گراد در حا ل غليان و تلاطم است.يعني درجه حرارتي كه از هر كوره اي داغتر است! مقاديري از هيدروژن سوزان كه به نام پراميننس (گاز هاي متصاعد از خورشيد)شناخته شده اند با سرعتي معادل صد ها كيلو متر در ثانيه به فضا پرتاب مي شوند.اين گاز ها از خورشيد به سمت بالا فوران مي كند.اين زبانه اي از هيدروژن است كه حدود 50000 درجه ي سانتي گراد يا بيشتر حرارت دارد كه مي تواند زمين را بلعيده و نابود كند. در اين قسمت به دو پديده رصدي كه خورشيد آن را به وجود مي آورد اشاره مي كنيم. اين دوپديده كه مشتاقان زيادي براي رصد كردن دارد خسوف و كسوف هستند. تمام سيارات و قمر ها هنگامي كه در برابر نور خورشيد واقع مي شوند در پشت آن ها سايه اي تشكيل مي شود كه اين سايه به فضا مي افتد.پس هر گاه ماه هم دقيقا بين زمين و خورشيد قرار بگيرد يك كسوف يا خورشيد گرفتگي رخ مي دهد.در اين مدت كه خورشيد از نظر ما پنهان مي شود زمين سرد و تاريك شده و اين طور به نظر مي رسد كه عمر جهان به پايان رسيده است.البته اين نظر مردمان قديم بوده كه هنگامي كه كسوف رخ مي داد اين گمان را مي كردند كه عمر جهان پايان يافته حتي مردمان چين در باره ي اين پديده فكر مي كردند كه اژدهايي خورشيد را بلعيده! لكه هاي خورشيدي لكه هاي خورشيدي نقاطي تيره بر روي خورشيد هستند. حالا سؤال پيش مي آيد كه چرا لكه هاي خورشيدي تيره تر از نقاط ديگر روي خورشيدند؟ دليل اين مساله دماي كمتر لكه هاي خورشيدي نسبت به ديگر نقاط روي خوريد است. دماي لكه هاي خورشيدي چيزي بالغ بر 4000 درجه ي سلسيوس يعني حدود 2000 درجه كمتر از نقاط معمولي سطح خورشيد. اگر ما لكه هاي خورشيدي را جدا از سطح خورشيد مي ديديم بسيار درخشان و سرخ رنگ بودند، اما در كنار سطح فروزان خورشيد، تيره به نظر مي زسند. هر لكه ي خورشيدي دو ناحيه ي اصلي دارد: ناحيه ي تاريك تر مركزي كه تمام سايه نام دارد و ناحيه ي خاكستري رنگ اطراف كه نيم سايه ناميده مي شود. لكه ها ممكن است هزاران كيلومتر پهنا داشته باشند.

 آن ها از چند روز تا چند ماه دوام مي آورند. بيشتر لكه ها به صورت يك جفت ظاهر مي شوند و كم كم از يكديگر فاصله مي گيرند. گاهي صد ها لكه روي خورشيد شمرده مي شوند و گاهي نيز خبري از لكه ها نيست. نظريه هاي زيادي دربارهي ماهيت لكه هاي خورشيدي ارا ئه شده است: نواحي كم فشار سطح خورشيد يا طوفان ها و رگبار هايي در گاز هاي داغ خورشيدي، همچنين حركت پيچيده و شديد گازها به درون و بيرون گازها نيز با تلسكوپ هاي خورشيدي بزرگ رصد شده است. نظريه ي تازه تري نيز براي توضيح ماهيت لكه هاي خورشيدي وجود دارد. بر طبق اين نظريه، اين نواحي سردتر بر اثر واكنش ميان گازهاي يونيده و باردار خورشيد و ميدان هاي شديد مغناطيسي خورشيد پديد مي آيد. در مناطقي كه خطوط ميدان هاي مغناطيسي شديد محلي به سطح خورشيد وارد مي شوند، لكه ي خورشيد ي به وجود مي آيد. اين پديده همچنين بر گاز موجود در لايه هاي بالايي جو خورشيد، كه بر فراز محل لكه قرار دارند، اثر مي گذارند. تعداد لكه هاي خورشيدي در يك چرخه ي يازده ساله كم و زياد مي شود كه به آن چرخه ي لكه هاي خورشيدي يا چرخه ي خورشيدي مي گويند. با شروي دوران فعال لكه هاي خورشيدي، در ابتدا تعداد كمي لكه در عرض هاي خورشيدي 30 تا 40 درجه ي شمال و جنوب ا ستواي خورشيد ظاهر مي شوند. با گذر زمان، لكه هاي خورشيدي بيشتر و بزرگ تري پديدار مي شوند و آن ها به استواي خورشيدي نزديك ترند. سر انجام، در دوران اوج فعاليت هاي يازده ساله ي خورشيد، بجز در نواحي قطبي، مي توان آن ها را يافت. وقتي اوج چرخه ي خورشيدي به پايان مي رسد كه لكه هاي عرض هاي بالايي خورشيد ناپديد شوند و سر انجام فقط چند لكه در اطراف استواي خورشيد باقي بمانند. پس ا ز آن چرخه ي ديگري با ظهور لكه هاي خورشيدي در عرض هاي 30 تا 40 درجه در دو سوي استواي خورشيد آغاز مي شود.

+ نوشته شده در  جمعه 1388/07/24ساعت 5:40  توسط ایمان طاهری  | 

تاریخ ریاضیات

«تاريخچه مختصر رياضيات»

-------------------------------------------

                                                        



انسان اوليه نسبت به اعداد بيگانه بود و شمارش اشياء اطراف خود را به حسب غريزه يعني همانطور كه مثلاً مرغ خانگي تعداد جوجه هايش را مي داند انجام مي داد اما به زودي مجبور شد وسيله شمارش دقيق تري بوجود آورد لذا به كمك انگشتان دست دستگاه شماري پديد آورد كه مبناي آن 60 بود. اين دستگاه شمار كه بسيار پيچيده مي باشد قديمي ترين دستگاه شماري است كه آثاري از آن در كهن ترين مدارك موجود يعني نوشته هاي سومري مشاهده مي شود. سومريها كه تمدنشان مربوط به حدود هزار سال قبل از ميلاد مسيح است در جنوب بين النهرين يعني ناحيه بين دو رود دجله و فرات ساكن بودند. آنها در حدود 2500 سال قبل از ميلاد با امپراطوري سامي عكاد متحد شدند و امپراطوري و تمدن آشوري را پديد آوردند.

نخستين دانشمند معروف يوناني طالس ملطلي (639- 548 ق. م.) است كه در پيدايش علوم نقش مهمي به عهده داشت و مي توان وي را موجد علوم فيزيك، نجوم و هندسه دانست. در اوايل قرن ششم ق. م. فيثاغورث (572-500 ق. م.) از اهالي ساموس يونان كم كم رياضيات را بر پايه و اساسي قرار داد و به ايجاد مكتب فلسفي خويش همت گماشت. پس از فيثاغورث بايد از زنون فيلسوف و رياضيدان يوناني كه در 490 ق. م. در ايليا متولد شده است نام ببريم. در اوايل نيمه دوم قرن پنجم بقراط از اهالي كيوس قضاياي متفرق آن زمان را گردآوري كرد و در حقيقت همين قضايا است كه مباني هندسه جديد ما را تشكيل مي دهند.

در قرن چهارم قبل از ميلاد افلاطون در باغ آكادموس در آتن مكتبي ايجاد كرد كه نه قرن بعد از او نيز همچنان برپا ماند. اين فيلسوف بزرگ به تكميل منطق كه ركن اساسي رياضيات است همت گماشت و چندي بعد منجم و رياضي دان معاصر وي ادوكس با ايجاد تئوري نسبتها نشان داد كه كميات اندازه نگرفتني كه تا آن زمان در مسير علوم رياضي گودالي حفر كرده بود هيچ چيز غيرعادي ندارد و مي توان مانند ساير اعداد قواعد حساب را در مورد آنها به كار برد. در قرن دوم ق. م. نام تنها رياضي داني كه بيش از همه تجلي داشت ابرخس يا هيپارك بود. اين رياضيدان و منجم بزرگ گامهاي بلند و استادانه اي در علم نجوم برداشت و مثلثات را نيز اختراع كرد. بطلميوس كه به احتمال قوي با امپراطوران بطالسه هيچگونه ارتباطي ندارد در تعقيب افكار هيپارك بسيار كوشيد. در سال 622 م. كه حضرت محمد (ص) از مكه هجرت نمود در واقع آغاز شكفتگي تمدن اسلام بود. در زمان مأمون خليفه عباسي تمدن اسلام به حد اعتلاي خود رسيد به طوري كه از اواسط قرن هشتم تا اواخر قرن يازدهم زبان عربي زبان علمي بين المللي شد. از رياضيدانان بزرگ اسلامي اين دوره يكي خوارزمي مي باشد كه در سال 820 به هنگام خلافت مأمون در بغداد كتاب مشهور الجبر و المقابله را نوشت. ديگر ابوالوفا (998-938) است كه جداول مثلثاتي ذيقيمتي پديد آورد و بالاخره محمد بن هيثم (1039-965) معروف به الحسن را بايد نام برد كه صاحب تأليفات بسياري در رياضيات و نجوم است. قرون وسطي از قرن پنجم تا قرن دوازدهم يكي از دردناكترين ادوار تاريخي اروپاست.

 عامه مردم در منتهاي فلاكت و بدبختي به سر مي بردند. برجسته ترين نامهايي كه در اين دوره ملاحظه مي نماييم در مرحله اول لئونارد بوناكسي (1220-1170) رياضيدان ايتاليايي است. ديگر نيكلاارسم فرانسوي مي باشد كه بايد او را پيش قدم هندسه تحليلي دانست. در قرون پانزدهم و شانزدهم دانشمندان ايتاليايي و شاگردان آلماني آنها در حساب عددي جبر و مكانيك ترقيات شايان نمودند. در اواخر قرن شانزدهم در فرانسه شخصي به نام فرانسوا ويت (1603-1540م) به پيشرفت علوم رياضي خدمات ارزنده‌اي نمود. وي يكي از واضعين بزرگ علم جبر و مقابله جديد و در عين حال هندسه دان قابلي بود. كوپرنيك (1543-1473) منجم بزرگ لهستاني در اواسط قرن شانزدهم دركتاب مشهور خود به نام درباره دوران اجسام آسماني منظومه شمسي را اين چنين ارائه داد:
1- مركز منظومه شمسي خورشيد است نه زمين.
2- در حاليكه ماه به گرد زمين مي چرخد سيارات ديگر همراه با خود زمين به گرد خورشيد مي چرخند.
3- زمين در هر 24 ساعت يكبار حول محور خود مي چرخد، نه كره ستاره هاي ثابت.
پس از مرگ كوپرنيك مردي به نام تيكوبراهه در كشور دانمارك متولد شد. وي نشان داد كه حركت سيارات كاملاً با نمايش و تصوير دايره هاي هم مركز وفق نمي دهد. تجزيه و تحليل نتايج نظريه تيكوبراهه به يوهان كپلر كه در سال آخر زندگي براهه دستيار وي بود محول گشت. پس از سالها كار وي به نخستين كشف مهم خود رسيد و چنين يافت كه سيارات در حركت خود به گرد خورشيد يك مدار كاملاً دايره شكل را نمي پيمايند بلكه همه آنها بر روي مدار بيضي شكل حركت مي كنند كه خورشيد نيز در يكي از دو كانون آنها قرار دارد. قرن هفدهم در تاريخ رياضيات قرني عجيب و معجزه آساست. از فعالترين دانشمندان اين قرن كشيشي پاريسي به نام مارن مرسن كه مي توان وي را گرانبها ترين قاصد علمي جهان دانست. در سال 1609 گاليله رياضيات و نجوم را در دانشگاه پادوا در ايتاليا تدريس مي كرد. وي يكي از واضعين مكتب تجربي است. وي قانون سقوط اجسام را به دست آورد و مفهوم شتاب را تعريف كرد. در همان اوقات كه گاليله نخستين دوربين نجومي خود را به سوي آسمان متوجه كرد در 31 مارس 1596 در تورن فرانسه رنه دكارت به دنيا آمد. نام رياضيدان بزرگ سوئيسي «پوب گولدن» را نيز بايد با نهايت افتخار ذكر كرد. شهرت وي بواسطه قضاياي مربوط به اجسام دوار است كه نام او را دارا مي باشد و در كتابي به نام مركزثقل ذكر شده. ديگر از دانشمندان برجسته قرن هفدهم پي ير دوفرما رياضيدان بزرگ فرانسوي است كه يكي از برجسته ترين آثار او تئوري اعداد است كه وي كاملاً بوجود آورنده آن مي باشد. رياضيدان بزرگ ديگري كه در اين قرن به خوبي درخشيد ژيرارد زارك فرانسوي است كه بيشتر به واسطه كارهاي درخشانش در هنر معماري شهرت يافت و بالاخره رياضي دان ديگر فرانسوي يعني روبروال كه بواسطه ترازوي مشهوري كه نام او را همراه دارد همه جا معروف است. در اواسط قرن هفدهم كم كم مقدمات اوليه آناليز عناصر بي نهايت كوچك در تاريكي و ابهام به وجود آمد و رفته رفته سر و صداي آن به گوش مردم رسيد. بدون شك پاسكال همراه با دكارت و فرما يكي از سه رياضيدان بزرگ نيمه اول قرن هفدهم بود و نيز مي توان ارزش او را در علم فيزيك برابر گاليله دانست. در نيمه دوم قرن هفدهم رياضي بطور دقيق دنبال شد. سه نابغه فنا ناپذير اين دوره يعني نيوتن انگليسي، لايب نيتس آلماني و هويگنس هلندي جهان علم را روشن كرده بودند.

 لايب نيتس در سال 1684 با انتشار مقاله اي درباره حساب عناصر بي نهايت كوچك انقلابي برپا كرد. هوگنس نيز در تكميل ديناميك و مكانيك استدلالي با نيوتن همكاري كرد و عمليات مختلف آنها باعث شد كه ارزش واقعي حساب انتگرال در توسعه علوم دقيقه روشن شود. در قرن هجدهم ديگر تمام طوفانهاي قرن هفدهم فرو نشست و تحولات اين قرن عجيب به يك دوره آرامش مبدل گرديد. دالامبر فرانسوي آناليز رياضي را در مكانيك به كار برد و از روشهاي آن استفاده كرد. كلرو رقيب او در 18 سالگي كتابي به نام تفحصات درباره منحني هاي دو انحنايي انتشار داد و در مدت شانزده سال رساله اي تهيه و به آكادمي علوم تقديم نمود كه شامل مطالب قابل توجهي مخصوصاً در مورد مكانيك آسماني و هندسه بي نهايت كوچكها بود. ديگر لئونارد اويلر رياضيدان بزرگ سوئيسي است كه در 15 آوريل 1707 م. در شهر بال متولد شد و در 17 سپتامبر 1783 م. در روسيه درگذشت. لاگرانژ از جمله بزرگترين رياضيدانان تمام ادوار تاريخ بشر است. مكانيك تحليلي او كه در سال 1788 . عموميت يافت بزرگترين شاهكار وي به شمار مي رود. لاپلاس كه در تدريس رياضي دانشسراي عالي پاريس معاون لاگرانژ بود كتابي تحت عنوان مكانيك آسماني در پنج جلد انتشار داد. گاسپار مونژ اين نابغه دانشمند وقتي كه هنوز بيست سال نداشت شاخه جديد علم هندسه به نام هندسه ترسيمي را بوجود آورد. ژان باتيست فوريه در مسأله انتشار حرارت روش بديع و جالبي اختراع كرد كه يكي از مهمترين مباحث آناليز رياضي گرديد. از ديگر دانشمندان بزرگ اين قرن سيمون دني پوآسون (1840-1781) فرانسوي و شاگرد لاپلاس مي باشد كه اكتشافات مهمي در رياضيات نمود گائوس رياضيدان شهير آلماني تئوري كامل مغناطيس را بوجود آورد. مطالعات او درباره انحناء و ترسيم نقشه ها و نمايش سطوح بر صفحات اصلي و اساسي مي باشد. كوشي فرانسوي كه در سراسر نيمه اول قرن پانزدهم بر ديگر هموطنان برتري داشت با منطق دقيق خود تئوري هاي زيادي از حساب انتگرال را توسعه داد. آبل در سال 1824 ثابت نمود كه صرفنظر از معادلات درجه اول تا درجه چهارم هيچ دستور جبري كه بتواند معادله درجه پنجم را به نتيجه برساند وجود ندارد.

 گالوا كه در 26 اكتبر 1811 م. در پاريس متولد شد تئوري گروهها را كه قبلاً بوسيله كوشي و لاگرانژ مطالعه شده بود در معادلات جبري به كار برد و گروه جانشيني هر معادله را مشخص كرد. ديگر از دانشمندان بزرگ اين قرن ژنرال پونسله فرانسوي مي باشد كه آثاري همچون «موارد استعمال آناليز در رياضي» و «خواص تصويري اشكال» دارد همچنين لازار كانو فرانسوي كه اكتشافات هندسي او داراي اهميت فوق العاده مي باشد. ميشل شال هندسه مطلق را با بالاترين درجه استادي به بالاترين حد ممكن ترقي داد. در نيمه اول قرن نوزدهم رياضيدان روسي نيكلاس ايوانويچ لوباچوشكي نخستين كشف خود را درباره هندسه غيراقليدسي به جامعه رياضيات و فيزيك قازان تقديم كرد. ادوارد كومرنيز در نتيجه اختراع نوعي از اعداد به نام اعداد ايده آل جايزه رياضيات آكادمي علوم پاريس را از آن خود كرد. در اينجا ذكر نام دانشمنداني نظير شارل وايرشتراس و شارل هرميت كه در مورد توابع بيضوي كشفيات مهمي نمودند ضروري است. ژرژ كانتور رياضيدان آلماني مكه در روسيه تولد يافته بود در ربع آخر قرن نوزدهم با وضع فرضيه مجموعه ها اساس هندسه اقليدسي را در هم كوفت. كانتور مجموعه را به دو صورت زير تعريف كرد:
1- اجتماع اشيايي كه داراي صفت مميزه مشترك باشند هر يك از آن اشياء را عنصر مجموعه مي گويند.
2- اجتماع اشيايي مشخص و متمايز
ولي ابتكاري و تصوري هنري پوانكاره يا غول فكر رياضي آخرين دانشمند جهاني است كه به همه علوم واقف بود. وي در بيست و هفت سالگي بزرگترين اكتشاف خود يعني توابع فوشين را به دنياي دانش تقديم نمود. بعد از پوانكاره رياضيدان سوئدي متياگ لفلر كارهاي او را ادامه داد و سپس رياضيدان نامي فرانسوي اميل پيكارد در اين راه قدم نهاد. در اواخر قرن نوزدهم علم فيزيك رياضي به منتها درجه تكامل خود رسيد و دانش نجوم مكانيك آسماني تكميل گرديد. امروزه رياضيات بيش از پيش در حريم ساير علوم نفوذ كرده و نه فقط علوم نجوم و فيزيك و شيمي تحت انضباط آن درآمده اند بلكه اصولاً رياضيات دانش مطلق و روح علم شده است.
 

منبع:

 ایرانیکا (www.iranika.ir)    

+ نوشته شده در  جمعه 1388/07/17ساعت 4:29  توسط ایمان طاهری  | 

گالیله

گالیله در سال 1564 در پیزا واقع در ایتالیا متولد شد. گالیله فیزیکدان و منجم بزرگ را پدر علوم تجربی می دانند. او با استفاده از ابزار کار و نیز روش مناسب توانست بعضی از قوانین طبیعت را با استفاده از آزمایش بدست آورد و باطل بودن نظریات ارسطو را در مورد سقوط اجسام به کمک آزمایش مشخص کند. گالیله در 19 سالگی به دانشگاه ((پیز)) راه یافت و علوم پزشکی را تحصیل کرد اما پس از مدتی به ریاضیات و فیزیک روی آورد. توجه به پدیده های طبیعت و یافتن ارتباطی میان پدیده ها از مشخصات ذهنی او بود. گفته می شود روزی که به کلیسا رفته بود متوجه نوسانات منظم چراغهای کلیسا شد. از این مشاهده اتفاقی به سوی آزمایش علمی درباره آونگ کشانده شد و قانون همزمانی نوسانات هم دامنه آونگ را به دست آورد.

گالیله در زمان استادی دانشگاه پیز( 1592-1589) درباره سقوط اجسام مطاله کرد و با آزمایش بر سطح شیبدار که خود مبتکر آن بود نتیجه گرفت که اگر فقط نیروی وزن بر اجسام اثر کند شتاب سقوط برای همه آنها یکسان است و به عبارت دیگر در جایی که هوا نیست همه اجسام با یک شتاب سقوط می کنند.

او علاوه بر سقوط آزاد حرکت پرتابه ها را نیز مورد بررسی قرار داد و نتبجه گرفت که مسیر پرتابه ها سهمی است. در سال 1592 به تدریس در دانشگاه پادوا پرداخت و مدت 18 سال در این سمت ماند.

در سال 1609 یک دوربین نجومی ساخت (این دوربین از یک عدسی محدب شیئی و یک عدسی مقعر چشمی تشکیل یافته بود) و با آن در 7 ژانویه 1610 قمرهای سیاره مشتری را کشف کرد. کشف این قمرها و مشاهده حرکت آنها و اظهار نظر درباره درستی نظر کپرنیک مربوط به حرکت زمین و سیارات به دور خورشید دشمنی کلیسا را به دنبال داشت. وی برای اثبات نظریات خود به رم رفت تا اعضای کلیسا با دیدن حرکت سیارات از داخل دوربین دست از دشمنی بردارند اما این عاشقان افکار خویش خود را مجاز به مشاهده با دوربین ندانسته و او را در سال 1633 به پای میز محاکمه کشانده و محکومش کردند و وی را وادار به امضای توبه نامه نمودند.

                                                     

گالیله بعد از محاکمه در منزل دوستش پیکولومینی اسقف شهر سین محبوس شد ولی بعد از مدتی به او اجازه داده شد تا در خانه ییلاقی خود واقع در آرستری اقامت کند. گالیله تا دم مرگ بر اعتقاد خود پا برجا ماند. او به طور پنهانی به آزمایشات خود ادامه داد و دو کتاب ارزشمند دیگر را به رشته تحریر در آورد که این کتاب ها در سال 1835 اجازه انتشار یافت.

هرچند گالیله در دادگاه اعتراف کرد که خورشید به دور زمین می گردد اما هرگز در باطن به این موضوع معتقد نبود. دادگاه گالیله را مدتی به حبس محکوم کرد ولی بعدها مجبور شد تا همواره در خانه اش در فلورانس ایتالیا بماند و در سال 1642 در همان خانه درگذشت. امروزه ما به گالیله به عنوان یک پژوهشگر سخت کوش که بشریت به او مدیون است احترام می گذاریم. 

سایت تبیان

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/07/12ساعت 17:21  توسط ایمان طاهری  | 

چه کسی نخستین بار میکروب را دید؟

چه کسي نخستين بار ميکروب را ديد؟

در سال 1861 لويي پاستور نخستين بار با ميکروسکوپ موجودات بسيار کوچکي را ديد. وي اين موجودات را ميکروب نام نهاد.

ژوزف ليستر در اين کار به پاستور کمک مي کرد . بعضي از ميکروب ها خون را مسموم کرده و انسان را مي کشند. پاستور و ليستر جنگ عليه چنين ميکروب هايي را شروع کردند.

                                                                                                        

+ نوشته شده در  جمعه 1388/07/10ساعت 13:54  توسط ایمان طاهری  | 

دکتر حسابی

پرفسور «سيد محمود حسابي» را به نام پدر علم فيزيک ايران مي شناسيم. به برکت وجود تلويزيون، هر سال چند جمله اي هم در مورد فعاليت هاي فيزيکي او مي شنويم. اينکه در سال 1306 شمسي از دانشگاه سوربن فرانسه دکتراي فيزيک گرفته است و تنها شاگرد ايراني انيشتن بود و تئوري «بي نهايت بودن ذرات» را ارايه کرده. شايد بعضي ها شنيده باشند که پدر علم فيزيک و مهندسي نوين ايران، در سال 1990 به عنوان «مرد اول علمي جهان» هم برگزيده شده است. اما شايد براي بسياري از ما ايراني ها دانستن ابعاد «غير فيزيکي» شخصيت پروفسور حسابي جذاب و عجيب باشد. مثلا کمتر کسي مي داند در کابينه دولت مصدق، صندلي وزارت فرهنگ جايگاه او بوده است.
بد نيست نگاهي به کارنامه تحصيلات دانشگاهي پروفسور حسابي بيندازيم. او اولين مدرک ليسانس خود را در سن هفده سالگي و در رشته ادبيات از دانشگاه آمريکايي بيروت گرفته است؛ سال 1299 شمسي. دو سال بعد ليسانس مهندس راه و ساختمان خود را از دانشکده فرانسوي مهندسي بيروت گرفته و دو سال بعد در رياضيات، ستاره شناسي و زيست شناسي از دانشگاه آمريکايي بيروت.
ليسانس مي گيرد. سال بعد در رشته مهندسي برق از دانشکده برق پاريس فارغ التحصيل شده و سال بعد از آن از مدرسه عالي معدن پاريس ليسانس مهندسي معدن مي گيرد. گذراندن دو سال اول رشته حقوق، در طي يک سال، و گذراندن رشته پزشکي هم او را قانع نکرده و در سال 1306 دکتراي خود را در رشته فيزيک از دانشگاه سوربن فرانسه دريافت مي کند.
گرايش به رشته هاي مختلف علمي، نشان دهنده روحيه پژوهشي اوست. پس چندان دور از ذهن نيست که نام او را به عنوان پايه گذار و مؤسس حرکت ها و نهادهاي نويني در کشورمان ببينيم. در ميان فهرست بلند اين فعاليت ها به چند مورد اشاره مي کنيم که کمتر کسي نام سيد محمود حسابي را به آنها مربوط مي داند. مثلا ساخت راديو در کشور که در سال 1307، در دارالمعلمين انجام شده است. ايجاد اولين ايستگاه هواشناسي کشور در ساختمان دانش سراي عالي نگارستان دانشگاه تهران در سال 1310، تعيين ساعت ايران در سال 1311، تأسيس اولين رصدخانه نوين در ايران، راه اندازي اولين مرکز زلزله شناسي کشور، پايه گذاري مدارس عشايري و تأسيس اولين مدرسه عشايري ايران در سال 1330، تأسيس و رياست مؤسسه ژئوفيزيک دانشگاه تهران، پايه گذاري مرکز تحقيقات اتمي دانشگاه تهران، راه اندازي اولين ليزر ايران، خريدن زمين در کره مريخ (به نام ايران) در سال 1346، تأسيس و راه اندازي رآکتور اتمي دانشگاه تهران و ايجاد سازمان انرژي اتمي ايران، به همه اين ها چند نمونه از فعاليت هاي سياسي، اجتماعي مثل نمايندگي مردم تهران در دوره چهارم مجلس سنا و مأموريت خلع يد از شرکت نفت انگليس در سال 1330 در دولت دکتر مصدق را هم اضافه کنيد.
تصور مي کنيد براي انجام دادن همه اين کارها به چند ساعت وقت در شبانه روز نياز است؟ اطرافيان پروفسور حسابي مي گويند او هميشه به اطرافيانش گوشزد مي کرده که زندگي فقط مطالعه و تحقيق نيست و انسان به زمان هايي براي لذت بردن از زندگي نياز دارد. شايد شرکت کردن در مسابقات دوچرخه سواري «تور فرانسه» يا نواختن موسيقي، آن هم در حد مقام آوردن در مسابقه از همين سرگرمي ها باشد. اما به نظر مي رسد يکي از بزرگترين سرگرمي هاي زندگي او، ايرانگردي و جهانگردي بوده. تا جايي که کمتر شهري در ايران و کمتر منطقه اي از جهان در فهرست «بازديد شده هاي» پروفسور حسابي از قلم افتاده است. اطرافيان و همراهانش از يادگاري هايي که به عنوان ره آورد سفر براي ديگران مي آورده ياد مي کنند. انواع گل و گياه ها و حيوانات عجيب و غريبي که از سرزمين هاي مختلف آورده و در حيات خانه قديمي خود نگهداري کرده است.
در ميان هجده عنوان کتابي که به قلم او منتشر شده است، «ادبيات» و حوزه زبان و ادب و فرهنگ وزن سنگيني دارد. کتاب هايي مثل «نام هاي ايراني»، «افعال فرانسه به فارسي» يا «وندها و گهواژه هاي فارسي» بيش از هر چيز نشان دهنده آگاهي و تسلط او به ادبيات است. «ايرج حسابي» به سال هاي طولاني که پدرش در کتابخانه خود مشغول کار روي فرهنگ واژه هاي فارسي بوده اشاره مي کند. کار بزرگي که نتيجه آن هنوز منتشر نشده است. البته تسلط او نه تنها به زبان فارسي کامل بوده، بلکه به چهار زبان فرانسوي، انگليسي، آلماني براي مطالعه و مکالمه تسلط داشته و به زبان هاي سانسکريت، لاتين، يوناني، پهلوي، اوستايي، ترکي، ايتاليايي و روسي هم اشراف داشته و از آنها در تحقيقات علمي خود، به ويژه در واژه گزيني زبان فارسي استفاده مي کرده است.
«ايرج حسابي» شخصيت پدر خود را تنها در اين ابعاد خلاصه نمي کند. از دوستي و ارتباط پدرش با بزرگان علم و ادب دنيا، و شوق و انگيزه اي که پدر براي ادامه زندگي و اطرافيانش زنده مي کرده ياد مي کند و نظم و ترتيب در امور روزانه و رعايت احترام به ديگران، به خصوص نسبت به همسرش خانم صديقه حائري را از نکته هاي بسيار مهم شيوه زندگي پدر مي داند. شيوه اي که تا روز دوازدهم شهريور ماه 1371 که در سن 90 سالگي درگذشت، همراه بود.

+ نوشته شده در  جمعه 1388/07/10ساعت 13:50  توسط ایمان طاهری  | 

جنگل

جنگل

جنگل منطقه ی وسیعی از زمین می باشد که از درخت پوشیده شده است . در زیر درختان گیاهان کوچکتری از قبیل بوته ها و گل ها وجود دارد در میان گیاهان انواع حیوانات ، مانند حشرات ، پرندگان و در بعضی از جنگل ها ، جانوران بزرگ تری مانند روباه یا گراز زندگی می کنند.

                                       

بزرگ ترین جنگل ها در کجاست ؟

جنگل های پهناور درختان مخروطی در سر تاسر شمال آسیا ، اروپا و امریکای شمالی امتداد یافته اند. بزرگ ترین جنگل های درختان مخروطی شمالی در آسیا و در کشور روسیه می باشد که یک پنجم کل جنگل های کره ی زمین را شامل می شود.

 

آیا در جنگل های استوایی مدرسه نیز وجود دارد؟

تعداد کمی از بچه های قبیله به مدرسه می روند . در عوض والدینشان به آن هاچگونگی ادامه ی زندگی در جنگل را می آموزند.

 

+ نوشته شده در  جمعه 1388/07/10ساعت 13:47  توسط ایمان طاهری  | 

سعدی شیرازی

سعدی  شیرازی

مشرف الدین مصلح ابن عبدالله سعدی شیرازی یکی از بزرگ مردان ادب فارسیو استاد سخن سرایان ایران می باشد. وی از شاعران قرن هفتم می باشد. و تخلصش سعدی است. در باره ی سال تولد یا وفات وحتی نام و نسب او بین نویسندگان و مورخان اختلاف است و شاید علت اصلی آن شهرت فراوان سعدی در بین خاص و عام می باشد.

                                              

سعدی ازهمان اوایل جوانی روحی بی آرام داشت ودر یک جای پای بند نبود. و میل زیادی به گردش درجهان و دیدن مردم را داشت تا جایی که بار ها در اشعار خود به این نکته اشاره می کند. هر چند که سعدی ازجمله شاعرانی است که ازهمان ابتدای جوانی دارای شهرت بود اما پس از رسیدن به شیراز آن جا شوق گرد آورد ن سروده ها گفته ها و تجربه هایش را یافت. بوستان را سرود گلستان را نوشت و اشعار وقطعات خود را فراهم ساخت . ذی حجه ی سال 690 را بسیاری سال وفات سعدی می دانند . هر چند که در باره ی سال وفات وی نیز مانند سال تولدش تاریخ های متعددی ذکر شده است. آرامگاه سعدی در شیراز باغی است با صفا و دلگشا که زیارت گاه عاشقان شعر و ادب است. و همگان آن را سعدیه می نامند.

 

 

+ نوشته شده در  جمعه 1388/07/10ساعت 13:40  توسط ایمان طاهری  | 

دهخدا

يک روز برفي

 

علي اکبر از اتاق بيرون آمد ، برف همچنان مي باريد و کف ايوان جلو اتاق را با سرعت مي پوشاند. علي اکبر جلو در ايستاد و نگاهي به پشت بام خانه انداخت و پشت ديوار خودشان را ديد . سر ديوار هم پر از برف بود .

در همين موقع احمد و مادرش هم به دنبال او از اتاق بيرون آمدندو علي اکبر   سرش را برگرداند و به مادر احمد گفت :«همان طور که گفتم نمي خواهم مادرم بفهمد که من به خانه ي شما مي آيم و به احمد درس مي دهم و دستمزد مي گيرم ، او خيلي زحمت مي کشد تا هزينه ي زندگي بچه هايش را تامين کند و مي خواهد من فقط درس بخوانم و اگر بفهمد من اين کار هم مي کنم ناراحت مي شود ».

مادر احمد هم گفت :« خيالت راحت باشد علي اکبر ، من و احمد به مادرت در اين باره چيزي نمي گوييم.»

علي اکبر سرش را به زير انداخت و گفت:«چه کار کنم ؟ نمي توانم مادرم را دست تنها بگذارم آخر من ديگر بايد به او کمک کنم وگر نه زود بيمار مي شود و از پا مي افتد .» احمد گفت :«چند تا از همدرسهاي من هم دنبال يک معلم خصوصي خوب مي گردند ، من تورا هم به آن ها معرفي مي کنم .»

علي اکبر در حالي که به سمت پله هاي ايوان مي رفت گفت :«من حاضرم آنها هم درس بدهم احمد.»

احمد گفت :« همين فردا با آنها صحبت مي کنم.» علي اکبر خداحافظي کردودبه زحمت به سوي در خانه راه افتاد.

ريزش برف هر لحظه تند تر مي شدو همين که علي اکبر به پشت در رسيد ايستاد و نگاهي به پشت سرش انداخت .

                                                                                 

احمد و مادرش توي اتاق رفته بودند و او را نمي ديدند . علي اکبر يک ساعت پيش از آن در لحظه ي شروع ريزش برف به مادرش گفته بود براي بررسي بام و اطمينان از سالم بودنش به پشت بام مي رود و بعد به طور پنهاني از خانه بيرون آمده بود و به خانه ي همسايه رفته بود . باز نگاهي به در خانه انداخت واحمد و مادرش را نديد . هيچ چاره ي ديگر نداشت و اگر به خانه مي رفت و در مي زد ، مادرش مي فهميد او به پشت بام نرفته است و رازش فاش مي شد. نگاه ديگري به ايوان انداخت و بعد با سرعت شروع به بالا رفتن از پله هاي بام کرد . برف پله هاي گلي را خيسانده بود و تا ته گيوه ها ي علي اکبر را خيس مي کرد چند لحظه بعد او به پشت بام رسيد و کناره ي ديواره ي کوتاه ايستاد نگاهي به دور و بر بام انداخت .

برف با سرعت بيشتري مي باريد و سر ديوار ها را مي پوشاند علي اکبر قوز کرد و با احتياط به سمت ديواره بام خانه ي خودشان رفت . به کنار ديواره که رسيد ايستاد و نگاهي به دور و برش انداخت  او چيزي نديد پس بي درنگ سر ديواره را با دو دستش چسبيد و خودش را با يک خيز بالا کشيد و يک لحظه سر ديواره نشست خواست پايين بپرد . اما در همين موقع سر ديواره گلي و خيس خورده زير پا هاي او کنده شد و او نتواست خودش را نگه دارد و با سينه روي بام افتاد و مقداري از گل ها ي خيس هم روي او افتاد .

علي اکبر زود به خودش آمد و از جا برخاست و نگاه شتاب زده اي به لباس خيس و گلي اش انداخت . دست هايش هم کمي گلي شدند زير لبش گفت حالا چه توضيحي به مادرم بدهم .

 بعد آهسته آهسته و در حالي که از شدت سرما مي لرزيد به سمت پله هاي بام رفت. بالاي پله ها که رسيد ايستاد و راه پله را با دقت نگاه کرد و بعد قدم روياولين پله گذاشت و پايين رفت.

پله ها هم خيس و پوشيده از برف بود و او پا هايش را پا هايش را از پله اي به پله ي ديگر مي گذاشت به آخرين پله که رسيد ناگهان صدايي او را از جا پراند«علي اکبر کجا رفته بودي؟! تو که يک ساعت پيش گفتي مي رم روي بام!وقتي دير کردي من به پشت بام آمدم و تو را نديدم و يقين کردم از روي بام به کوچه يا خانه ي يکي از همسايه ها پرت شده اي !نزديک بود سکته بکنم و با عجله به در خانه هاي همسايه ها رفتم! اما هيچ کس از تو خبري نداشت!کجاي بام بودي من تو را نديدم؟! بام ما که صاف است و جايي براي پنهان شدن نيست».

زبان علي اکبر بند آمد و دهانش باز ماند

مادرش که از شدت نگراني متوجه لباس گل آلود پسرش نشده بود ناگهان چشمانش گشاد شد و داد زد واي چرا اينطوري گلي شده اي کجا بودي؟!

 علي اکبر که حس کرد ديگر نمي تواند حقيقت را پنهان کند آهي کشيد و به مادرش گفت:«به خانه ي احمد رفته بودم تا به او درس بدهم تا دستمزدي بگيرم تاشايد زحمت تو کم شود و... خلاصه تمام ماجرا رابراي مادرش تعريف کرد.»

مادر همچنان به او خيره شده بود و گفت اي کاش پدرت فقط چند سال ديگر زنده مانده بود و مي ديد چه پسري دارداو خيلي زود مرد.

+ نوشته شده در  شنبه 1388/07/04ساعت 22:23  توسط ایمان طاهری  | 

فردوسی

ابو القاسم فردوسي

منصور بن حسن که با نام ابوالقاسم فردوسي کتاب بزرگ شاهنامه را سرود در اوايل قرن چهارم هجري قمري در قريه ي باژ از توابع شهر توس به دنيا آمد. هر چند اين شاعر بزرگ که شهرت جهاني دارد در هنگام نوشتن شاهنامه با رنج و تنگدستي زيست اما کار و تلاش او از جواني براي به شعر در آوردن داستان هاي کهن ايران نمونه اي از زندگي يک انسان والاست.

                                                                                

 ابوالقاسم فردوسي کتاب شاهنامه را با خواندن شاهنامه ي منثور که ابو منصور المعمري در سال سيصد و چهل و شش هجري نوشته بود سرود. ابو منصور المعمري هم کتابش را با شنيدن داستان هاي کهن از زبان قصه گويان و آگاهان به وجود آورد. البته فردوسي پيش از خواندن اين کتاب بعضي داستان هاي کهن را که بعد به شعر در آورد از زبان افراد با ذوق شنيده بود.  

 

+ نوشته شده در  شنبه 1388/07/04ساعت 22:20  توسط ایمان طاهری  | 

عکاسی

عکاسي

 

حدود سال 1021 ميلادي ابن هيثم دانشمند مسلمان شرح داد که چگونه در اتاقي تاريک با عبور دادن نور از سوراخي ريز در ديوار مي توان تصويري روي ديوار مقابل ايجاد کرد.

حدود سال 1555 ميلادي لئوناردو داوينچي اين طرح را کامل کرد و آن را اتاقک تاريک (Camera obscura) ناميد. پيش از آن به جز طراحي جديد با دست هيچ راه ديگري براي ثبت تصوير وجود نداشت؛ تا اين که در قرن هجدهم ميلادي دو دانشمند انگليسي سر ها مفري ديوي (1833- 1778) و تامس وجوود(1805- 1771) طرح هاي از برگ ها و چهره ها را روي کاغذ يا چرم تهيه کردند که با کلريد نقرهاي حساس به نور آغشته شده بودند.

                                                                                  

+ نوشته شده در  شنبه 1388/07/04ساعت 22:19  توسط ایمان طاهری  | 

انیشتین

آلبرت انيشتين در سال 1879 ميلادي در شهر اولم واقع در کشور آلمان به دنيا آمد. تمامي نويسندگان در زندگي نامه ي انيشتين نوشته اند که او خيلي دير به زبان آمد. بعضي نيز عقيده دارند که او در سن سه سالگي حرف زدن را آغاز کرد. اما چند نفري هم نوشتند او تا نه سالگي نمي توانست به درستي حرف بزند.او در همان حال که در هيچ درسي به ويژه زبان و ادبيات و تاريخ نمره ي متوسطي هم به دست نمي آورد کتاب هاي سنگين رياضي يونان و رم باستان را با لذت مي خواند و با آن ها سر گرم مي شد.آلبرت انيشتين در آغاز جواني با آزمايش ها يي که طي آن ميله ي آهني را مي گداخت،فرضيه ي کريستين هوينگزفيزيک دان هلندي را در باره ي حالت موجي بودن نور تاييد کرد. به اين ترتيب نظريه ي اسحاق نيوتن دانشمند انگليسي که نور را متشکل از ذره مي دانست رد شد و مجله ي دانش نوين در اين باره مصاحبه اي با انيشتين ترتيب داد و او توانست به محافل مهم علمي راه پيدا کند.آزمايش هاي بعدي او درباره ي حرکت ذره هاي هر جسم و ايجاد گرما به علت اين حرکت و رابطه ميان ميزان جرم آن جسم و درجه ي گرماي توليد شده و سر انجام اثبات اين واقعيت مهم علمي نامش را در سراسر جهان بر زبان ها انداخت.

                                                     

 قا نون نسبيت انيشتين

 

E                                    =             M               .                      C2

 

 مجذور سرعت جسم × اندازه ي جرم جسم = مقدار انرژي که هرجسمي توليد مي کند.

 

 

+ نوشته شده در  شنبه 1388/07/04ساعت 22:17  توسط ایمان طاهری  | 

رایانه

رايانه

رايانه يک دستگاه الکترونيکي است که محاسبه ها را چند ميلون برابر سريع تر از مغز انسان انجام مي دهد. رايانه ابتدا داده ها يا اطلاعاتي را که استفاده کننده به آن مي دهد دريافت مي کند سپس آنها را پردازش مي کند وبر اساس بر نامه اي که به آن داده شده است به صورت علايم اکتريکي ساده اي در مي آوردو پس از آن نتيچه را عرضه مي کند.

ريز سازي

نخستين رايانه ها به بزرگي يک اتاق بودند ولي حدود دهه ي 1960 قطعه هاي الکترونيک بسيار کوچک تر شدند وساختن رايانه هاي کوچک تر آغاز شد. توليد رايانه هاي خانگي پس از اختراع ريز تراشه که در فضايي به کوچکي يک ناخن ده ها هزار قطعه ي الکترونيک را در خود جاي مي داد امکان پذير شد.

چگونه کار مي کند؟

داد ها (اطلاعات) به طور معمول در حافظه ي دستيابي تصادفي (RAM ) را يانه ذخيره مي شود. هرگاه که لازم باشد واحد پردازشکر مرکزي يا سي پي يو (CPU ) آن را بر اساس فهرستي از فرمان ها (برنامه ها) که آنها نيز در حافظه ذخيره شده اند، فرا مي خواند. داده ها از مسيري الکترونيک که به گذر گاه (bus) معروف است به واحد پردازشگر مرکزي مي روند و از آن بيرون مي آيند. پس از پردازش داده ها دوباره در حافظه ي اصلي ذخيره مي شوند.

                                                                                         

مرز هاي دانش

رايانه ها انقلابي در علوم و فناوري به وجود آورده اند. کاوشگر هاي فضايي فرستنده هاي تلويزيوني ماهواره اي و دستگاه آشکار سازي اسلحه همه به استفاده از رايانه متکي اند. با رايانه مي توان بدون آزمايش در دنياي واقعي واکنش هاي شيميايي و هسته اي را به طور مجازي آزمايش کرد.      

 

+ نوشته شده در  شنبه 1388/07/04ساعت 22:16  توسط ایمان طاهری  | 

پلاتي پوس

پلاتي پوس

پلاتي پوس به دليل شکل آرواره هايش که به منقار اردک مي ماند پلاتي پوس منقار اردکي نيز ناميده مي شود . در دنيا فقط سه پستان دار تخم مي گذارند که پلاتي پوس يکي از آن هاست . دو گونه از مرغ سانان پستان دار که اکيدنه يا مورچه خوار تيغ دار نام دارند نيز تخم مي گذارند. پلاتي پوس در استراليا و تاسماني نزديک رود خانه ها و آبگير ها زندگي مي کند. هر پلاتي پوس قلمرو آبي خاصي در اختيار مي گيرد و با چنگال هاي قدرتمندش در ساحل آن پناهگاهي حفر مي کند. بيش تر ساعات روز در پناهگاهش مي خوابد و شب هنگام براي جست و جوي غذا خارج مي شود و با منقار پهنش حشره ها و کرم ها را شکار مي کند.

                                                                                              

يک حيوان ساختگي

پلاتي پوس بالغ با در نظر گرفتن دمش 75 cmطول و 5/2 کيلو گرم وزن دارد . وقتي دانشمندان اروپايي براي نخستين بار پوست آن را ديدند تصور کردند که ساختگي است زيرا مانند اين بود که فردي منقار اردک و دم سگ آبي را به بدن جانور ديگري بدوزد منقار پلاتي پوس به سختي منقار اردک نيست بلکه نرم چرم مانند و بسيار حساس است و دندان ندارد. اين جانور در دم پهن خود چربي هاي انرژي زا ذخيره مي کند.

 

تدبير هاي دفاعي

پلاتي پوس نر در پاهاي عقبي خود يک تيغ سمي دارد . اين جانوران در فصل جفت گيري ازاين تيغ براي مبارزه با هم استفاده مي کنند. پلاتي پوس مجروح آسيب شديدي نمي بيند اما آنقدر سم در هر تيغ وجود دارد که يک سگ را بکشد.  

 

+ نوشته شده در  شنبه 1388/07/04ساعت 22:4  توسط ایمان طاهری  |